کاپادوکیا
سفر به کاپادوکیا
۲ سال پیش بود که عکسهای بالنسواری کاپادوکیا رو توی اینترنت دیدم و به کوههای کلهقندی و بالنسواری اونجا علاقه پیدا کردم.
بیشتر که جستوجو کردم، یک سری عکس از هتلهای عجیبوغریب که عین موزه بودن دیدم که علاقه منو چندین برابر میکرد. اتاقها و فضای هتل بیشتر شبیه کارتون قلعه اردکها (نانی و ایگور) بود و دور از واقعیت به نظر میرسید.
توی اون تایم، به خاطر اینکه معمولاً با تور سفر میکردم و برای اینجا هیچ توری نبود، از خیرش گذشتم تا اینکه برای سفر کانادام و دریافت ویزای توریستی کانادا مجبور شدم برم آنکارا.
از اونجایی که نزدیکترین شهر به کاپادوکیا شهر آنکارا بود و مسیر رفتنش هم از همین شهر بود، تصمیم گرفتم چند روز هم برم کاپادوکیا.
با کمی پرسوجو فهمیدم که برای سفر به کاپادوکیا هواپیما وجود نداره و باید با اتوبوس برم. بنابراین یک شب توی آنکارا، توی یک هتل نزدیک به محل انگشتنگاری موندم و فرداش رفتم ایستگاه اتوبوس در آنکارا.
اولش یکم گیجکننده بود، چون راهنمای انگلیسی نداشتن، ولی بعد از کمی جستوجو و گشتن، بالاخره بلیط اتوبوس رو خریدم و سوار شدم و سفر به کاپادوکیا شروع شد.
اتوبوس چندین جا توقف داشت و در نهایت ما رو توی یک ایستگاه در شهر نوشهیر پیاده کرد.
اونجا سوار یک مینیبوس شدم که ما رو از نوشهیر به مرکز شهر گورمه که معروفترین بخش کاپادوکیا هست، برد.
هزینه مینیبوس روی خود بلیطی که تهیه کرده بودم حساب شده بود.
هتلی که من انتخاب کرده بودم Sacred House بود؛ همون هتلی که ۲ سال پیش آرزوی رفتنشو داشتم.
این هتل توی منطقه دیگهای به نام اورگوپ بود که تقریباً ۱۵ دقیقه تا گورمه با ماشین فاصله داشت. با اتوبوس، مینیبوس و تاکسی امکان سفر وجود داشت، اما چون هزینه تاکسی زیاد نبود و خسته شده بودم، تصمیم گرفتم با تاکسی برم.
وقتی وارد هتل شدم، ساعتها شوکه بودم. حس میکردم که وارد کاخ شاه شدم و یکی از اتاقخوابهای کاخ در اختیار من قرار داده شده.
فکر میکنم حدوداً ۳ ساعت از داخل اتاق و فضای بیرون عکس گرفتم و بعد رفتم برای صرف ناهار.
بعد از ناهار، رسپشن دوستداشتنی بقیه اتاقهای هتل رو که یکی از یکی عجیبتر بود، بهم نشون داد که میتونید عکسهاشو ببینید.
یکی دیگه از بخشهای خیلی جالب این هتل استخرش بود و نکته جالبتر اینجا بود که من ۲ روز توی هتل تنها بودم، یعنی تو اون موقع هیچ مسافر دیگهای توی هتل نبود.
وقتی که با یک آسانسور خیلی عجیب و ترسناک وارد استخر شدم، با فضای فوقالعاده عجیب استخر روبهرو شدم که یک موسیقی کلیسایی هم در حال پخش بود.
نورپردازی استخر قرمزرنگ بود و یک لوستر خیلی بزرگ از بالای استخر پایین اومده بود. همهجا شمع روشن بود و بخش جلویی استخر قسمتی از غار بود.
اکثر هتلهای کاپادوکیا توی غار ساخته شدن، اما هتلی که من رفتم به غار بودنش معروف نیست، بلکه طراحی اتاقها و فضای بیرونشه که شبیه موزه هست و اجناس آنتیکی که توش به کار برده شده اونو خاصتر کرده بود.
حمام و سرویس بهداشتی اتاقهای هتل هماندازه فضای نشیمن و خوابش بود و وانها و شیرآلات خاص و طراحی استثنایی اون باعث میشد از موندن توی اون فضا آدم سیر نشه.
شب که شد، رفتم همه محیط اطراف اورگوپ رو گشتم و کلی از بودن توی اون فضای قدیمی و سنتی لذت بردم.
صبح روز بعد ساعت ۵ مینیبوس شرکت بالن اومد و منو برد برای بالنسواری. چون بالنها باید توی هوای خنک بالا برن، صبح خیلی زود این کار انجام میشه.
تجربه بالنسواری فوقالعادهست، البته ناگفته نمونه که کمی ترسناک هم هست. اون بالا خیلی سرده، بنابراین حتماً باید لباس گرم همراتون باشه.
البته دستگاهی که با خارج کردن شعله باعث بالا رفتن بالن میشد، باعث شد که سرما برام قابلتحملتر بشه و حس بهتری داشته باشم.
من کلاً ۳ روز توی کاپادوکیا بودم و تقریباً همه مناطقشو تکبهتک گشتم. غارها، کلیساها و کوههای کلهقندی که از زمین بیرون زده بودن واقعاً ارزش دیدن داشتن. از طرفی هم از موندن توی این هتل بینظیر سیر نمیشدم.
واقعاً ۳ روز برای سفر به کاپادوکیا خیلی کمه، ولی از اونجایی که هزینه هتلش خیلی زیاد بود، بیشتر از این نمیتونستم بمونم.
موقع برگشت، با یک اتوبوس به آنکارا برگشتم و از اونجا با یک هواپیما به ایران اومدم.
زمان زیادی نگذشت که من مجدداً سفر به کاپادوکیا رو با رغبت تمام انجام دادم، البته این بار با چند نفر از دوستام که برای اونها هم تجربه فوقالعادهای بود.
توی سفر دوم چون تجربه بیشتری داشتم، کمتر هزینه کردم و بهتر زمانم رو مدیریت کردم.
توی سفر دوم یک شب رو توی یک هتل در منطقه اوچحصار گذروندیم، چون میتونستیم صبح زود از داخل هتل بالنسواری رو نگاه کنیم (عکساشو حتماً ببینید).
منطقه گورمه توریستیترین بخش شهره و هتلهای بیشتری هم اونجا هست، ولی نه منطقه اوچحصار رو داره و نه هیچ هتلی مثل Sacred House. ولی برای صرف غذا و خرید بهتره به گورمه برید و شبها از بودن توی این محل لذت ببرید.
توی کاپادوکیا امکان کمپ کردن هم وجود داره و میتونید با هزینه بسیار پایین توی فضاهای کمپینگ چادر بزنید یا از چادرها و امکانات اونجا استفاده کنید (شبی ۵۰ هزار تومان).
هزینه خوردوخوراک و جابهجایی خیلی کم هست، تقریباً روزی ۵۰ لیر.
هزینه بلیط تا آنکارا بین ۹۰۰ تا ۱۲۰۰ هست که بستگی به زمان سفر داره.
بنابراین بیشترین هزینه شما رو هزینه هتل تشکیل میده که اون هم قابل مذاکره هست و توی فصلهای مختلف متفاوته (از شبی ۱۰۰ هزار تومان تا شبی ۲ میلیون تومان).