این کتاب مجموعهای از متون شاعرانه و انتقادی است که با زبانی تند، بیپرده و آگاهانه نامتعارف به نقد وضعیت فکری و فرهنگی انسان معاصر میپردازد. کتاب با حملهای صریح به خودِ نویسنده آغاز میشود؛ مواجههای خشن با ترس، تقلید، حقارت و زیستِ وامگرفته. این نقطهی شروع نه برای اعترافنویسی، بلکه برای تثبیت موضع است: نویسنده خود را بیرون از میدان نقد قرار نمیدهد.
پس از این آغاز، متنها بهتدریج از خویشتن فاصله میگیرند و به سراغ تیپها، نقشها و ساختارهایی میروند که در جهان امروز، به نام دین، معنویت، درمان، انگیزش، هنر، آگاهی و ارتباط، به بازتولید ابتذال، اطاعت، مصرفزدگی و بیفکری مشغولاند. این نقدها نه از موضع اخلاقیِ برتر، بلکه از دل خشم، بیزاری و نارضایتی از وضعیت موجود بیان میشوند.
در این کتاب، زبان نه ابزار زیباسازی است و نه حامل تسلی. زبان به ابزار تقابل بدل میشود؛ تقابلی با روایتهای آرامشبخش، نسخههای آماده، و شکلهای مسلط معنا که بیشتر برای بیحسی ساخته شدهاند تا فهم. متنها آگاهانه از آشتی، امیدسازی و نتیجهگیری پرهیز میکنند و خواننده را در وضعیت ناآرام پرسش رها میسازند.
این اثر برای خوانندهای نوشته شده است که ادبیات را میدان مواجهه میداند، نه پناهگاه؛ خوانندهای که میپذیرد متن میتواند آزاردهنده باشد، مقاومت ایجاد کند و بهجای پاسخ، شکاف بگذارد. این کتاب نه دعوت است و نه وعده، بلکه ثبت موضعی است خصمانه، روشن و بیتعارف در برابر جهان معاصر.
اشعار دیوانگّی علی دلشاد تهرانی
