والیا علی دلشاد تهرانی
والیا رمانی است دربارهی ذهن، حافظه، و آنچه پس از فروپاشی معنا باقی میماند. این کتاب نه بر روایت خطی تکیه دارد و نه در پی داستانگویی کلاسیک است؛ بلکه با حرکت در لایههای درونی تجربهی انسانی، خواننده را وارد جهانی میکند که مرز میان واقعیت ذهنی، خاطره و تفسیر مدام جابهجا میشود.
در والیا، شخصیتها بیش از آنکه درگیر رویدادها باشند، با سازوکارهای درونی خود مواجهاند: با رنج، تردید، وابستگی، و تلاش برای بازسازی خویشتن در جهانی که دیگر قطعیتی به آنها نمیدهد. آنچه روایت میشود، تجربهی زیستن در شرایطی است که معنا دیگر داده نمیشود، بلکه باید ساخته شود یا فروبریزد.
این کتاب برای خوانندگانی نوشته شده که به رمانهای صرفاً سرگرمکننده علاقه ندارند؛ برای کسانی که ادبیات را فضایی برای اندیشیدن، مکث کردن و مواجهه با لایههای پنهان ذهن میدانند. والیا در تقاطع ادبیات داستانی، فلسفهی ذهن و تجربهی زیسته حرکت میکند و خواننده را دعوت میکند نه به قضاوت، بلکه به مشاهده.
