«حکمت نادوگانه» متنی است در مرز تجربه و تأمل؛ نه فلسفه به معنای کلاسیک آن، نه عرفان به معنای رایجش، و نه روایت شخصی صرف. این کتاب از جایی آغاز میشود که زبان هنوز عقب مانده است: از تجربهای که مرکز ذهنی را برای لحظهای فرو میریزد و امکان دیدنی دیگر را پدیدار میکند.
فصل نخست، ثبت بیواسطهی یک تجربهی زیسته است؛ بدون تحلیل، بدون نتیجهگیری، و بدون تلاش برای معنا دادن. از فصلهای بعدی، ذهنی که از آن تجربه عبور کرده، به تماشای خود مینشیند و آرامآرام مفاهیمی چون باور، هویت، اخلاق، ارزش، رنج و مرگ را از زاویهای نادوگانه بازمینگرد.
در این کتاب، نادوگانگی نه آموزه است و نه مقصد. نه چیزیست که باید به آن رسید، و نه وضعیتی که باید حفظ شود. بلکه اشارهایست به امکان زیستن بدون مرکز ثابت؛ بدون آن «من»ی که مدام نیازمند اثبات، دفاع و تمایز است.
«حکمت نادوگانه» با بازار معنویت، نسخهنویسی، و آموزشهای آماده مرزبندی روشنی دارد. این متن نه وعدهی رهایی میدهد، نه آرامش تضمین میکند، و نه حقیقتی عرضه میکند. آنچه باقی میگذارد، نوعی حساسیت است؛ حساسیتی نسبت به تجربهی بیواسطه، نسبت به سکوت، و نسبت به جایی که معنا پیش از نامگذاری شکل میگیرد.
این کتاب برای خوانندهای نوشته شده که بهجای پاسخ، تحمل پرسش را دارد. کسی که بهجای افزودن لایهای تازه به ذهن، آماده است ببیند چه چیزهایی میتوانند فرو بریزند.
حکمت نادوگانه علی دلشاد تهرانی
