اشعار دیوانگّی علی دلشاد تهرانی
تقدیم به نیچه،
آن فرزانهی فقید.
سخنی با خواننده:
پیش از هرچیز باید اشاره کنم که تشدید بالای کلمهی دیوانگی در عنوان کتاب خطا نیست. حتی تشدید هم نیست، بلکه تاج پادشاهی است که بر سر دیوانگی نهادم، چون از عقل بیزارم.
هدف از نوشتن این اشعار نه سرگرم کردن حضرتعالی، نه به فکر فرو بردن علیا حضرت و نه حتی اضافه کردن اندکی بر انبوه اطلاعاتی است که در هر لحظه بر ذهنها هجوم میآورد. بلکه این اشعار خشم است، خشمی است فروخورده که بدینسان فوران میکند.
برخلاف سایر نوشتههایم، این اشعار الهام گرفته از حضرت نیچه است؛ کوتاه، موجز و برّنده. از این رو این اثر به او تقدیم گشته است.
همچنین برخلاف نیچه من این کتاب را پیش از اینکه به سروران بپردازم! با حملهای کوبنده به خویش آغاز کردم و سپس به سراغ بزرگواران دیگر رفتهام. باشد که بدانید من نیز تافتهی جدا بافتهای نیستم.
اگر نیچه میدانست مردم از دین به چه میگریزند و نیهیلیسمِ خود را به چه صورتهایی نمایان میسازند، شاید هرگز از کوه پایین نمیآمد.









