پرش لینک ها

از فرانسه تا آلمان

project 6e68454f 1a39 496d bfa3 b9c7e0051821

از فرانسه تا آلمان

سفری که برای رفتن از فرانسه تا آلمان برنامه‌ریزی کرده بودم، شامل شهرهای پاریس، بروکسل، آمستردام، پراگ و چند شهر در آلمان بود (لایپزیگ، برلین و مونیخ).
دلیل اینکه برنامه‌ی سفر را به این شکل چیده بودم، این بود که هزینه‌ی پرواز رفت‌وبرگشت به‌صرفه شود؛ چون پرواز ماهان امکان ورود از پاریس و برگشت از مونیخ را فراهم می‌کرد. البته امکان برگشت از میلان و بارسلونا هم وجود داشت که برنامه‌ی سفر بعدی‌ام خواهد بود.
ویزای من هم از فرانسه بود، بنابراین باید از پاریس وارد می‌شدم.
مسیر بین شهرها را ترجیحاً با قطار رفتم و بعضی مسیرها را هم با هواپیما و اتوبوس طی کردم.
۴ شب در پاریس ماندم، ۱ شب در بروکسل، ۲ شب در آمستردام، ۲ شب در پراگ و ۷ شب هم در آلمان.
معمولاً این‌جور برنامه‌ها در تورها ارائه نمی‌شوند و اگر هم ارائه شوند، هزینه و کیفیتشان در مقایسه با چیزی که خودتان می‌توانید برنامه‌ریزی کنید، کاملاً در سطح پایین‌تری قرار دارد؛ مگر تورهای اختصاصی.
اگر تا حالا سفر خارجی نرفته‌اید و تجربه‌ی مسافرت ندارید، پیشنهاد می‌کنم چند سفر اولتان را با تور بروید تا با تجربه‌ی بیشتری سراغ این نوع سفرها بروید.
اگر هم آماده‌ی چنین سفری هستید، مطلب زیر حتماً به دردتان می‌خورد.

با خودتان چه ببرید؟

این اولین سؤالی است که باید از خودتان بپرسید؛ چون قرار است مدام سوار قطار، اتوبوس و مترو شوید و از این شهر به آن شهر بروید. همراه بردن چمدان بزرگ را کلاً فراموش کنید. پیشنهاد من یک چمدان کوچک (کریر) به همراه یک کیف کمری یا کوله‌پشتی است. اگر دوربین و لپ‌تاپ برایتان ضروری است، بهتر است کوله‌پشتی‌ای داشته باشید که هر دوی آن‌ها را داخلش بگذارید.
تنها مشکل شما چمدانتان خواهد بود؛ چون هرچند کوچک هم باشد، در جاهایی مثل ایستگاه‌های مترو یا هر جای دیگری که پله دارد و آسانسور یا پله‌برقی نیست، بلند کردنش برایتان مشکل می‌شود.
اگر با انداختن کوله‌ی سنگین پشتتان مشکلی ندارید، می‌توانید از کوله‌های بک‌پک استفاده کنید و تمام وسایلتان را داخل آن بگذارید؛ چون جابه‌جایی‌شان ساده‌تر است. مشکل اصلی این کوله‌ها نداشتن چرخ است. وقتی داخل فرودگاه هستید یا می‌خواهید مسیر طولانی‌ای را طی کنید، حملشان اذیت‌کننده می‌شود.
بنابراین، اگر ترکیبی از این دو پیدا کردید، حتماً بخرید؛ چون خیلی به کارتان می‌آید. (Deuter و Kathmandu هم چنین چیزی دارند.) منظورم کوله‌ای است که زیرش چرخ داشته باشد. دسته لازم ندارد، چون خودش بلند است و دسته قطعاً پشتتان را اذیت می‌کند.
خب، حالا که کوله یا چمدانتان را انتخاب کردید، وسایل سفر را با دقت انتخاب کنید. برداشتن لباس زیاد فقط بار اضافه برایتان ایجاد می‌کند.
بسته به فصلی که سفر می‌کنید و آب‌وهوا، لباس‌هایتان را انتخاب کنید.
چیزهایی که من برای فصل پاییز و زمستان انتخاب کردم:
  • دو تی‌شرت ضدچروک که راحت شسته شوند و به اتو نیاز نداشته باشند
  • دو شلوار ضدچروک که یکی از آن‌ها ضدباد و ضدباران هم بود
  • یک بارانی
  • بیس‌لِیِر (هم شلوار و هم لباس)
  • یک کاپشن گرم
  • جوراب معمولی و جوراب گرم
  • یک شلوارک؛ یکی کافی است
  • یک لباس آستین‌بلند که خیلی گرم نباشد
  • کلاه گرم
  • اسکارف (چون باد خیلی وقت‌ها اذیت می‌کند)
  • کفش ورزشی مناسب پیاده‌روی طولانی که روی برف و یخ هم لیز نخورد
بیشتر از این لباس برندارید؛ چون می‌توانید بیشتر لباس‌هایتان را بشویید و خشک کنید یا اگر نیاز شد، همان‌جا خرید کنید.
حتماً دستمال مرطوب، چپ‌استیک، مام، عطر، قرص‌های همیشگی‌تان، قرص سردرد، سرماخوردگی، اسهال و تهوع، قرص معده و… را همراه داشته باشید. به هیچ عنوان قرص‌های کدئین‌دار، قرص خواب و سایر قرص‌هایی را که بدون نسخه داده نمی‌شوند، با خودتان نبرید.
وسایلی که به کارتان می‌آیند: پاوربانک، بالش پشت گردنی، هدفون و گوشی موبایل یدک.
هتل‌ها را اگر کارت اعتباری دارید، می‌توانید از سایت Booking.com رزرو کنید. همچنین می‌توانید با کمک TripAdvisor و Booking.com هتل‌هایتان را انتخاب کنید و بعد از طریق سایت‌های ایرانی مثل «بریم سفر» رزرو کنید.
حتماً دقت کنید که اتاق هتلی که انتخاب می‌کنید اختصاصی است یا نه، محل اقامت هاستل است یا هتل، اتاق‌ها برای آقایان و خانم‌ها جدا هستند یا نه، حمام و دستشویی اختصاصی دارد یا نه، صبحانه جزو هزینه‌ی هتل هست یا خیر و وای‌فای دارد یا نه.
همچنین نزدیک بودن هتل به ایستگاه مترو یا اتوبوس خیلی مهم است؛ چون در غیر این صورت مجبور می‌شوید هزینه‌ی اضافه‌ای برای تاکسی بدهید یا مسافت زیادی را پیاده بروید.
سعی کنید هتل‌هایی را انتخاب کنید که پیش‌پرداخت نخواهند و امکان کنسل کردن رزرو را تا چند روز قبل به شما بدهند.
صبحانه معمولاً جزو هزینه‌ی بیشتر هتل‌های ۳ و ۴ ستاره‌ی اروپایی نیست. شما هم آن را اضافه نکنید؛ چون بیرون از هتل کلی جای باحال برای خوردن صبحانه پیدا می‌شود.

چند نکته راجع به فرودگاه

1. اگر پروازتان مستقیم نیست و باید پروازتان را عوض کنید، به ساعت پرواز بعدی دقت کنید. اگر وقت کمی دارید، در صف منتظر نمانید؛ جلو بروید و بگویید که پرواز دارید. (من چند بار به همین دلیل از پرواز جا ماندم!)
2. به مهر ورود دقت کنید. پاسپورت شما باید مهر ورود بخورد. (این اتفاق در همین سفر برای من افتاد و بدون مهر شدن وارد شدم. اشتباه راننده‌ی اتوبوس بود. اگر خودم پیگیری نمی‌کردم و مهر نمی‌زدم، کلی دردسر ایجاد می‌شد.)
3. بعضی فرودگاه‌ها مسیرهای ترنسفر طولانی‌ای دارند؛ پس بی‌دلیل وقتتان را با خرید کردن، نگاه کردن به مغازه‌ها یا غذا خوردن در فرودگاه ترنسفر تلف نکنید و بلافاصله وارد گیت شوید. اگر زمان زیادی دارید، مراقب باشید خوابتان نبرد. (یک بار هم حواسم به غذا خوردن پرت شد و از پرواز جا ماندم :دی)
4. دقت کنید که در کشورهای اروپایی، گیت خروجی نیم ساعت قبل از پرواز بسته می‌شود و به هیچ عنوان هم دیگر اجازه‌ی ورود نمی‌دهند. اینکه می‌گویند اگر از گیت رد شده باشید، هواپیما بدون شما نمی‌رود و از این حرف‌ها، همگی حرفه‌ای بیش نیست! (در فرودگاه فنلاند، من وارد گیت شده بودم و یک ربع قبل از پرواز به گیت خروجی رسیدم، ولی اجازه ندادند سوار شوم و هواپیما رفت!)
5. هیچ‌وقت لپ‌تاپ، دوربین، پاوربانک، گوشی و وسایل ارزشمندتان را داخل چمدان نگذارید. همچنین حتماً بررسی کنید که چه وسایلی در کشور مقصد ممنوع هستند.
6. از بردن چاقو و وسایل کمپینگ به داخل هواپیما خودداری کنید؛ چون ممکن است به خاطرشان برگردانده شوید یا مجبور شوید آن‌ها را تحویل بدهید. (یک بار به خاطر چاقو، یک ساعت از وقتم در فرودگاه تلف شد.)
7. پاسپورت و پولتان را همیشه به شکلی به خودتان وصل کنید؛ مثلاً با کیف کمری یا کیف گردنی محکم.

پاریس

وقتی وارد فرودگاه شدید و کارهای لازم را انجام دادید و از گیت خارج شدید، حالا وقت رفتن به هتل است.
اول سوار ترن شوید و از فرودگاه خارج شوید. ترن شما را رایگان تا ایستگاه مترو می‌برد.
وقتی به ایستگاه مترو رسیدید، از گیت فروش بلیت، یک بلیت چندروزه (بسته به تعداد روزهایی که آنجا هستید) تهیه کنید یا اگر کارت اعتباری دارید، آن را از دستگاه‌های خودکارشان بخرید. این بلیت خیلی به دردتان می‌خورد؛ چون در طول آن چند روز می‌توانید هرچقدر خواستید از اتوبوس و مترو استفاده کنید.
بهتر است به اینترنت فرودگاه وصل شوید یا اگر نتوانستید، دیتای موبایلتان را روشن کنید. (خط ایران هم آنجا کار می‌کند و در آن زمان هر مگابایت ۱۵۰۰ تومان هزینه داشت که مبلغ زیادی نبود.) سپس مسیر فرودگاه تا هتل را در Google Maps ببینید. گوگل‌مپ به شما می‌گوید کدام مترو یا اتوبوس را سوار شوید، کجا پیاده شوید و…
تنها مشکل اینجاست که متروهای فرانسه کمی گیج‌کننده هستند و باید به چند نکته دقت کنید.
در فرانسه چند خط مترو وجود دارد. به نام خط و عددی که کنارش قرار گرفته دقت کنید. مثلاً M12 خط ۱۲ مترو را نشان می‌دهد که رنگ مخصوص خودش را هم دارد و دقیقاً با همان رنگ در گوگل‌مپ نمایش داده شده است.
تنها چیزی که باقی می‌ماند، تشخیص مسیر رفت‌وبرگشت است. باید به تابلویی که در ورودی هر سالن نصب شده دقت کنید تا مطمئن شوید در مسیری که گوگل‌مپ به شما نشان داده سوار می‌شوید، نه در مسیر مخالف. (قبل از اینکه از پله‌های مترو پایین بروید، تابلو را نگاه کنید.)
اگر گوگل‌مپ چند خط با رنگ‌های مختلف به شما نشان می‌دهد، معنایش این است که باید خط را عوض کنید. به اسم خطوط توجه کنید. (اگر در ایران سوار مترو نشده‌اید، حتماً چند بار سوار شوید و یاد بگیرید؛ متروی آنجا کاملاً شبیه متروی خودمان است.)
نکته‌ی مهم این است که داخل مترو نه GPS درست کار می‌کند و نه اینترنت دارید. بنابراین قبل از اینکه وارد مترو شوید، همه‌چیز را بررسی کنید. به نقطه‌ای که گوگل‌مپ روی نقشه نشان می‌دهد اعتماد نکنید؛ چون GPS کار نمی‌کند و گوگل‌مپ نمی‌تواند موقعیتتان را به‌روز کند. (یک بار به امید همین نقطه، کلاً از ایستگاه مقصد رد شدم!)
بیشتر ایستگاه‌های متروی فرانسه قدیمی هستند و پله‌برقی هم ندارند. برای من سخت‌ترین قسمت داستان همین‌جا بود؛ چون مجبور بودم چمدانم را از این همه پله بالا ببرم.
برای بازدید از جاهای دیدنی هم می‌توانید بلیت را از قبل بخرید یا همان‌جا تهیه کنید؛ ولی راه راحت‌تر برای کسانی که کارت اعتباری دارند، خرید آنلاین از اپلیکیشن Tiqets است. با این روش دیگر لازم نیست در صف بایستید. خود اپلیکیشن هم توضیح می‌دهد که چطور از بلیت هر مکان استفاده کنید.

جاهایی که در فرانسه حتماً باید ببینید

۱- برج ایفل
به نظرم ایفل را هم در روز ببینید و هم در شب؛ البته یک بار بالا رفتن از آن کافی است.
می‌توانید هتلتان را نزدیک ایفل بگیرید، چون محله‌ی خیلی خوبی دارد.
۲- موزه‌ی لوور
اصلاً به ایستادن در صف فکر نکنید. یا از قبل بلیت بگیرید یا آن را آنلاین بخرید؛ چون صفش خیلی طولانی است.
دیدن تمام موزه زمان زیادی می‌برد، بنابراین سالن‌های موردعلاقه‌تان را از قبل مشخص کنید تا آنجا گیج نشوید. سالن مربوط به ایران هم سالن ۲۰ است.
لوور را حتماً یک بار هم شب از بیرون ببینید؛ فضای بسیار جالبی دارد.
۳- کلیسای نوتردام، سن ژرمن و چند جای دیگر
اگر علاقه داشتید، می‌توانید از این مکان‌ها در کنار هم بازدید کنید.
۴- محله‌ی مونمارتر
یکی از جذاب‌ترین بخش‌های پاریس است که بالای آن یک کلیسای معروف هم قرار دارد. حتماً به این محله بروید یا حتی هتلتان را در همین محله بگیرید.
۵- دیزنی‌لند
اگر می‌خواهید به دیزنی‌لند بروید، باید از دو روز قبل بلیت بگیرید. در فصل شلوغ سفر شاید لازم باشد از یک هفته قبل اقدام کنید؛ وگرنه ممکن است به هیچ عنوان بلیت گیرتان نیاید.
۶- اپرا
اپرا هم یکی از فضاهای خیلی دوست‌داشتنی برای من بود. حتماً آن را بررسی کنید.
۷- موزه‌ها
اگر به موزه علاقه دارید، پاریس پر از موزه است و می‌توانید علاوه بر لوور، از موزه‌های دیگری هم بازدید کنید.
و…
به نظرم اپلیکیشن Google Trips را نصب کنید. به شما می‌گوید کجاها بروید و حتی برنامه‌ی کل روزتان را هم می‌چیند.
قدم زدن در کوچه‌پس‌کوچه‌های پاریس بسیار جذاب است؛ البته نه آخر شب، چون امنیت چندانی ندارد. سعی کنید در چند روزی که آنجا هستید، زیاد پیاده‌روی کنید.
برای انتخاب رستوران، پیشنهاد من اپلیکیشن Foursquare است، ولی می‌توانید از TripAdvisor و Yelp هم استفاده کنید.

از پاریس تا بروکسل

از آنجایی که بروکسل در مسیر آمستردام بود، تصمیم گرفتم سری هم به بروکسل بزنم. این شهر دیدنی است و یک میدان بسیار زیبا با ساختمان‌های جذاب دارد که ارزش چند ساعت وقت‌گذرانی را دارد، ولی به نظرم ماندن یک شب در بروکسل ضروری نیست.
بنابراین می‌توانید در بروکسل هتل نگیرید و با همان چمدانتان به‌راحتی با مترو به این میدان بروید، آن را ببینید، عکس بگیرید و برگردید تا سوار قطار بعدی شوید.
ولی اگر چمدان دارید، یک هتل نزدیک مترو بگیرید و یک شب آنجا بمانید تا از گشتن در کوچه‌پس‌کوچه‌های بروکسل لذت ببرید.
باز هم تأکید می‌کنم که نزدیک بودن هتل به ایستگاه مترو خیلی کارتان را راحت می‌کند.
بلیت مترو ۲۴ساعته هم دارند که خیلی ارزان است. می‌توانید آن را از همان جلوی ایستگاه بخرید؛ هم نقدی و هم با کارت می‌فروشند.
برای خرید بلیت قطار هم اگر کارت اعتباری دارید، می‌توانید آنلاین از GoEuro بلیت بگیرید، از سایت‌های ایرانی استفاده کنید یا مستقیماً از خود ایستگاه بلیت بخرید. البته خرید از ایستگاه را پیشنهاد نمی‌کنم، چون ممکن است بلیت گیرتان نیاید یا مجبور شوید آن را با قیمت بالاتری بخرید.
در کل، سعی کنید در این‌جور سفرها حتماً کارت اعتباری داشته باشید؛ خیلی به کارتان می‌آید. شرکت‌های زیادی هم در ایران کارت اعتباری ارائه می‌دهند که می‌توانید از آن‌ها تهیه کنید.
مردم بروکسل هم به زبان آلمانی و هم به زبان فرانسوی صحبت می‌کنند و البته انگلیسی‌شان خیلی بهتر از فرانسوی‌هاست. من مدت کمی آنجا بودم و برخورد زیادی با آن‌ها نداشتم، ولی در کل به فرانسوی‌ها شبیه هستند.

آمستردام

در این سفر، آمستردام حرف اول را زد؛ جالب‌ترین شهری که تا آن زمان دیده بودم، با کلی جای دیدنی، گردشگر و فضاهای جذاب.
از بروکسل تا آمستردام خیلی راحت بود و با قطار حدود ۲ تا ۳ ساعت طول کشید.
مسیر ریلی آمستردام تا بروکسل فوق‌العاده زیبا بود؛ پر از آسیاب‌های بادی و مراتع سرسبز که آدم از دیدنشان سیر نمی‌شود.
ایستگاه قطار و متروی آمستردام هم به هم چسبیده‌اند و بیشتر از چند دقیقه پیاده‌روی فاصله ندارند. فقط دقت کنید که برای خرید بلیت مترو و قطار حتماً از دستگاه‌های خودکارشان استفاده کنید و بلیت ۲۴ یا ۴۸ساعته یا بیشتر بگیرید.
به نظرم ۲ روز برای آمستردام خیلی کم بود. حداقل باید ۴ روز در این شهر زیبا ماند و از آن لذت برد.
جاها و کارهایی که حتماً باید سراغشان بروید:
۱- باغ‌موزه‌ی Artis
شاید یکی از جذاب‌ترین مجموعه‌های حیات‌وحش شهری بود که تا آن زمان دیده بودم. حیوانات و فضای بسیار زیبای اینجا مرا متحیر کرد.
۲- قایق‌سواری در شهر
می‌توانم بگویم جذاب‌ترین بخش این سفر برای من بود. کاپیتان قایق هم توضیحات بسیار جالبی درباره‌ی فضاهای شهر، تاریخچه و نکات جالب آمستردام می‌داد.
ایستگاه قایق‌ها هم دقیقاً در مرکز آمستردام قرار دارد؛ همان ایستگاه اصلی قطاری که با آن به شهر آمده بودم.
۳- محله‌ی ردلایت
این محله پر از رستوران‌ها و کافه‌های خیلی باحال است و گردشگران زیادی در آن رفت‌وآمد می‌کنند. بعضی از آن‌ها بعد از مصرف انواع مواد مخدر در کوچه‌ها پرسه می‌زنند. یک شهربازی کوچک و پرسروصدا هم در این محدوده وجود دارد.
۴- موزه‌ها و کلیساهای آمستردام
تعدادشان خیلی زیاد است و باید بر اساس سلیقه‌ی خودتان انتخاب کنید.
۵- آسیاب بادی
پیاده‌روی در کوچه‌های آمستردام بسیار لذت‌بخش است. سعی کنید بیشتر جاها را پیاده بروید و اولین کاری که انجام می‌دهید، قایق‌سواری باشد؛ چون با کل شهر یک‌جا آشنا می‌شوید و می‌توانید در روزهای بعد به تک‌تک جاهایی که توجهتان را جلب کرده‌اند سر بزنید.
در خیلی از کافه‌ها مصرف مواد مخدر آزاد است و اگر بوی این مواد اذیتتان می‌کند، وارد هر کافه‌ای نشوید.
شاید برایتان سؤال باشد که چطور در آمستردام مصرف مواد مخدر آزاد است! جوابش از زبان یک هلندی این است:
«در آمستردام هم مثل بقیه‌ی جاهای دنیا آزاد نیست؛ فقط پلیس و دولت با این قضیه برخورد نمی‌کنند، همین!
عقیده‌ی مردم هلند این است که چرا باید الکل، که یک ماده‌ی مخدر محسوب می‌شود و عامل بسیاری از جنایت‌ها و خشونت‌هاست، در دنیا آزاد باشد، ولی ماری‌جوانا که این‌طور نیست و ضررش هم کمتر از الکل است، ممنوع باشد!»
شهر در شب خیلی امن نیست، بنابراین بهتر است از ساعت ۹ به بعد تنها در خیابان نباشید. در محله‌های پرتردد امنیت کاملاً برقرار است، ولی اگر می‌خواهید به هتل برگردید و هتلتان از حمل‌ونقل عمومی فاصله دارد، بهتر است با تاکسی بروید.
بیشتر جاهای شهر وای‌فای رایگان دارند و می‌توانید به‌راحتی از آن استفاده کنید.
مردم هلند خیلی لیبرال به نظر می‌رسند، از گفتن واقعیت‌ها هراسی ندارند و بسیار خوش‌اخلاق و دوستانه رفتار می‌کنند. انگلیسی را با لهجه‌ی خیلی خوبی صحبت می‌کنند و مثل فرانسوی‌ها روی زبان خود تعصب ندارند.
در کل، وقت‌گذرانی و ارتباط با مردم در هلند برای من لذت‌بخش‌تر از فرانسه بود.
یکی از چیزهایی که در آمستردام خیلی برایم جذاب بود، خانه‌های قایقی روی آب بود که متعلق به ساکنان شهر بودند. چون خیلی علاقه داشتم یک شب در یکی از آن‌ها بمانم، پرس‌وجو کردم و متوجه شدم که می‌شود این خانه‌ها را از طریق اپلیکیشن Airbnb اجاره کرد.
به نظرم اگر خواستید به آمستردام بیایید، حتماً یک شب در یکی از این خانه‌ها بمانید.

از هلند تا پراگ

از هلند تا پراگ را با هواپیما رفتم. گرفتن بلیت از طریق GoEuro خیلی ساده است و می‌توانید آنلاین بلیت بگیرید.

پراگ

از آنجایی که واحد پول جمهوری چک کرون است و یورو را قبول نمی‌کنند یا اگر هم قبول کنند، با نرخ بسیار بالایی حساب می‌کنند، بهتر است پولتان را از قبل تبدیل کنید.
در فرودگاه نرخ تبدیل ارز چندان خوبی ارائه نمی‌شود و در سطح شهر می‌توانید نرخ‌های بهتری پیدا کنید. در پراگ معمول است که هر صرافی نرخ متفاوتی ارائه می‌دهد. حتماً دقت کنید که کمیسیون نگیرند.
بعضی از آن‌ها تا ۲۰ درصد کمیسیون می‌گیرند. حتی ممکن است روی تابلو یک نرخ نوشته باشند، ولی وقتی پولتان را تبدیل می‌کنید، مبلغ دیگری به شما بدهند. وقتی هم از آن‌ها می‌پرسید قضیه چیست، می‌گویند این نرخ مخصوص مبالغ بالاست.
بنابراین، قبل از تبدیل پول حتماً دقت کنید.
در فرودگاه باید سوار اتوبوس شوید. خط دقیق آن را از گوگل‌مپ پیدا کنید؛ در فرودگاه اینترنت وجود دارد. تقریباً تمام افرادی که با پرواز شما آمده‌اند، به همان ایستگاه اتوبوس می‌روند. بلیت را هم می‌توانید از دستگاه کنار ایستگاه تهیه کنید.
این اتوبوس شما را مستقیم به ایستگاه مترو می‌برد و برای رسیدن به هتل احتمالاً باید سوار یک خط مترو شوید. می‌توانید از همان بلیتی که گرفته‌اید استفاده کنید.
سعی کنید بلیتتان را متناسب با تعداد روزهایی که در شهر هستید تهیه کنید؛ چون با آن می‌توانید در تمام شهر رفت‌وآمد کنید.
پراگ یکی از آن شهرهایی است که واقعاً دیدنش را توصیه می‌کنم. شهر بسیار زیبا و تاریخی‌ای است، پر از کافه‌ها و رستوران‌های خوب و مکان‌های جذاب برای بازدید.
اگر به موزه‌ها و ساختمان‌های تاریخی علاقه دارید، برای رفتن به پراگ شک نکنید.
من ۲ شب در این شهر بودم و به نظرم کافی می‌آمد؛ تقریباً بیشتر جاهایش را دیدم. ولی اگر بخواهید زمان بیشتری را داخل موزه‌ها و کاخ‌های پراگ بگذرانید، به ۴ روز زمان نیاز دارید.
تمام شهر وسایل حمل‌ونقل عمومی دارد و پیاده‌روی هم واقعاً در این شهر لذت‌بخش است؛ تا جایی که من هر روز ۲۰ کیلومتر در این شهر پیاده‌روی کردم.
در جمهوری چک می‌توانید تفاوت را با سایر کشورهای اروپایی احساس کنید؛ هزینه‌ها کمتر است و مصرف‌گرایی بیشتر. این موضوع را از همان بدو ورود به هتل و روبه‌رو شدن با اتاقی بسیار گرم و صبحانه‌ای که جزو هزینه‌ی اتاق بود، متوجه شدم.
در بیشتر هتل‌های ۳ و ۴ ستاره‌ی اروپا، صبحانه جزو هزینه‌ی اتاق نیست و باید جداگانه هزینه‌اش را بپردازید. اتاق‌ها هم در فصل‌های سرد چندان گرم نیستند و باید لباس بیشتری بپوشید، ولی در پراگ این‌طور نبود؛ همه‌جا گرم و نرم بود.
پراگ یک غذای محلی به نام گولاش دارد که نوعی خوراک گوشت است و یک بستنی سنتی بسیار معروف هم دارد که باید حتماً امتحانشان کنید.
قدم زدن در میدان اصلی پراگ و عبور از روی پل معروفش بسیار جذاب است.
پیشنهاد می‌کنم حتماً به قلعه‌ی بزرگ پراگ بروید. همچنین یک برج فلزی در ارتفاعات شهر وجود دارد که منظره‌ی بسیار جذابی از کل شهر به شما می‌دهد. می‌توانید با کابین مخصوص به بالای آن بروید و مسیر برگشت را پیاده برگردید؛ چون آن منطقه کوچه‌های بسیار زیبایی دارد.
بیشتر ایستگاه‌های مترو پله‌برقی ندارند، بنابراین اگر برای بلند کردن چمدان مشکل دارید، بهتر است از قبل فکری برایش بکنید.
پراگ در شب امن به نظر می‌رسد، البته من کلاً ترجیح می‌دهم در کشورهای اروپایی تا دیروقت در خیابان نباشم.
از پراگ تا آلمان هم یک بلیت اتوبوس گرفتم و در شهر لایپزیگ آلمان پیاده شدم.
در این‌جور سفرها، هنگام پیاده شدن از قطار و اتوبوس باید خیلی دقت کنید؛ چون به‌راحتی ممکن است از ایستگاه مقصد جا بمانید یا از آن رد شوید. اصلاً به GPS موبایلتان اعتماد نکنید. به اعلام راننده که اسم شهر را می‌گوید دقت کنید و چون معمولاً قطارها و اتوبوس‌ها سر وقت حرکت می‌کنند، برای خودتان یادآور تنظیم کنید.
البته خود گوگل‌مپ هم یک گزینه‌ی یادآوری دارد (Add to Google Calendar)، ولی بهتر است خودتان هم حواستان باشد.

آلمان

تجربه‌ی من در آلمان با جا ماندن از ایستگاه و پیاده شدن در یک شهر سوت‌وکور شروع شد! دقیقاً به همین دلیل است که می‌گویم به زمان و اعلام راننده دقت کنید.
در ایستگاهی که پیاده شدم، اینترنت نداشتم که بلیت بگیرم، بنابراین مجبور شدم از دستگاه‌های آنجا استفاده کنم. متأسفانه پول خرد یورویی همراهم نبود و دستگاه هم کارت اعتباری من را قبول نمی‌کرد. از طرفی، روی تابلو اعلام شده بود که قطار به مقصد Leipzig ده دقیقه‌ی دیگر حرکت می‌کند و قطار بعدی هم دو ساعت بعد بود.
بنابراین، همیشه مقداری پول خرد در جیبتان داشته باشید؛ هم سکه و هم اسکناس‌های ۱۰ و ۲۰ یورویی. اولاً هیچ‌جا برایتان پول خرد نمی‌کنند و ثانیاً نمی‌شود به کارت اعتباری و دستگاه‌های خودکارشان هم اعتماد کرد.
خلاصه اینکه در نهایت فهمیدم دستگاه خراب است و از دستگاه دیگری بلیت تهیه کردم. دقیقاً یک دقیقه مانده به حرکت قطار رسیدم!
یکی از ترسناک‌ترین صحنه‌های این سفر همین قطار بود؛ چون در کل قطار فقط من بودم و یک آقای شرقی دیگر…
از آنجایی که GPS درست کار نمی‌کند، هنگام رسیدن به لایپزیگ هم دوباره موقعیت را اشتباه نشان می‌داد. با دقت به زمان و تابلوهای ایستگاه متوجه شدم که به ایستگاه این شهر رسیده‌ام.
در ایستگاه اینترنت وجود داشت. مسیر را بررسی کردم و متوجه شدم با قطار داخل‌شهری می‌توانم تا نزدیکی هتل بروم. حتی سکوی حرکت قطار را هم به من نشان داد. فقط کافی بود بلیت تهیه کنم، ولی آلمانی‌بازی‌ها از همین‌جا شروع شد!
اول اینکه صفحه‌ی لمسی دستگاه درست کار نمی‌کرد و بسیاری از گزینه‌هایش، مثل بلیت یک‌طرفه یا دوروزه، غیرفعال بودند. کسی هم درست و حسابی به انگلیسی جوابم را نمی‌داد.
بالاخره یکی از مسئولان جواب داد و دستگاه دیگری را نشانم داد. آن دستگاه هم وقتی زبانش را روی انگلیسی تنظیم می‌کردم، باز نصف نوشته‌هایش آلمانی بود!
در کل، در آلمان چندان به زبان انگلیسی بها نمی‌دهند و ممکن است در بسیاری از رستوران‌ها و مغازه‌ها، حتی فروشگاه‌های معروف، یک کلمه هم انگلیسی پیدا نکنید. بنابراین بهتر است Google Translate همیشه دم دستتان باشد. مخصوصاً بخشی به آن اضافه شده که می‌توانید دوربین گوشی را روی هر چیزی بگیرید و ترجمه‌اش را ببینید. این قابلیت در آلمان خیلی به کارتان می‌آید. اگر هم همه‌جا اینترنت ندارید، زبان آلمانی را دانلود کنید تا راحت باشید.
بالاخره با هزار زحمت و پرداخت یک یوروی ناقابل، بلیت تهیه کردم و در ایستگاه نزدیک هتل پیاده شدم.
دیگر شب شده بود. ایستگاه هم یک‌جورهایی سوت‌وکور و ترسناک بود و در فضای باز قرار داشت. بدتر از همه، ۵۰ پله‌ای بود که برای خارج شدن از ایستگاه باید از آن‌ها بالا می‌رفتم!
از ساعت ۹ شب به بعد هم کل شهر تعطیل می‌شد و واقعاً جرئت بیرون رفتن نداشتم.
لایپزیگ یک شهر دانشجویی است و چون شهری سنتی و قدیمی است، کلی کلیسا و مکان دیدنی دارد. این شهر چند جنگل و پارک جنگلی زیبا در کنار رودخانه هم دارد که می‌توانید عکس‌هایشان را ببینید.
در بیشتر جاهای آلمان، کنترل بلیت قطار و مترو به‌صورت خودکار انجام نمی‌شود و یک نفر می‌آید و بلیتتان را با دستگاه بررسی می‌کند؛ البته نه در همه‌ی شهرها. ولی از نظر خود قطارها، به نظرم پیشرفته‌ترین و کم‌صداترین قطارها و متروها را دارند. در کابین‌های متروی داخل‌شهری‌شان سرویس بهداشتی و مکان‌هایی برای قرار دادن دوچرخه تعبیه شده که برایم جالب بود.
برنامه‌ام این بود که از لایپزیگ به برلین بروم و بعد راهی مونیخ شوم، ولی برنامه را عوض کردم؛ چون واقعاً خسته شده بودم. تصمیم گرفتم ۴ روز آخر را در مونیخ بمانم. بنابراین یک بلیت قطار گرفتم، زمان رزرو هتل را هم تغییر دادم و راهی مونیخ شدم.
مسیر بین لایپزیگ و مونیخ خود بهشت بود؛ همه‌جا سبز بود و در بعضی قسمت‌ها رنگ‌های زرد و نارنجی به چشم می‌خورد. رودخانه‌های زیبا با انعکاس خانه‌های روستایی در آب، منظره‌ی بی‌نظیری ساخته بودند.
واقعاً دلم می‌خواست قطار بایستد تا بتوانم از این مناظر بی‌نظیر عکس بگیرم، ولی شدنی نبود.
یکی از چیزهایی که در آلمان بیشتر از جاهای دیگر به چشم می‌آید، صداهای بسیار بلندی است که از ماشین‌های آتش‌نشانی و کلیساها می‌شنوید. صدای زنگ کلیسا آن‌قدر بلند و طولانی است که کلافه‌کننده می‌شود و اگر یک ماشین آتش‌نشانی از جلوی شما رد شود، قطعاً مجبورید گوشتان را بگیرید!
آلمانی‌ها نسبت به فرانسوی‌ها و هلندی‌ها بیشتر به قوانین احترام می‌گذارند. در فرانسه، ماشین‌ها خیلی مراعات عابران پیاده را می‌کنند، ولی عابران معمولاً چندان به چراغ راهنمایی اهمیت نمی‌دهند. در آلمان برعکس است؛ وقتی چراغ برای ماشین‌ها سبز است، یعنی عابر نباید رد شود و ماشین حق دارد با سرعت عبور کند. (البته این موضوع درباره‌ی همه‌ی ساکنان صدق نمی‌کند، چون مهاجران زیادی در این کشور زندگی می‌کنند.)
برخلاف فرانسه که حتی اگر چراغ برای عابر قرمز باشد، ماشین‌ها محترمانه برایتان می‌ایستند، در آلمان اگر از چراغ قرمز عبور کنید، با بوق و عصبانیت راننده‌ها مواجه می‌شوید.
در کل، مونیخ شهر جالبی است. همه‌جور فرهنگ و آدمی در آن دیده می‌شود. نمی‌توان گفت از کشورهای دیگر پیشرفته‌تر است، ولی کاملاً حس زندگی شهری را به آدم منتقل می‌کند.
بعضی خیابان‌هایش پر از مهاجران عرب و افغان است که معمولاً آرایشگاه، رستوران و لباس‌فروشی‌های ارزان‌قیمت دارند. بعضی قسمت‌های شهر هم کاملاً توریستی است و پر از کلیساها و بناهای تاریخی.
یک رودخانه‌ی زیبا هم دارد که پر از اردک و مرغ دریایی است و مردم اطراف آن می‌آیند، می‌نشینند و از محیط لذت می‌برند.
آلمانی‌ها عاشق خوردن آبجو و تماشای فوتبال هستند. هر طرف را نگاه کنید، آبجوفروشی می‌بینید و در بیشتر کافه‌هایشان تلویزیونی برای تماشای فوتبال وجود دارد.
جالب است که در آلمان، هیتلر به چهره‌ای نفرت‌انگیز تبدیل شده و حتی اسم بردن از او را هم بد می‌دانند؛ چون معتقدند که در حق مردم دنیا ظلم زیادی کرده است. آن تعداد محدودی هم که طرفدارش هستند، از ترس دولت به هیچ عنوان این موضوع را علنی نمی‌کنند.
درست است که هنوز بعضی از مردم آلمان خودشان را برتر می‌دانند و رگه‌های اندکی از نژادپرستی در میانشان دیده می‌شود، ولی در کل، عقیده‌ی حاکم در جامعه این است که ما به تمام دنیا ظلم کرده‌ایم و حالا باید با حمایت از مهاجران و گردشگران، تقاص پس بدهیم.