ایتالیا؛ از رُم تا توسکانی
روایتی از ده روز سفر جادهای؛ از کوچههای رُم و پومپی تا تپههای توسکانی و جمهوری سنمارینو سفر ما به ایتالیا از رُم شروع شد؛ پایتخت ایتالیا، زادگاه واتیکان و مرکز فرماندهی مسیحیان کاتولیک جهان. شهری با بیش از سه هزار سال قدمت که فرهنگ، هنر و معماری غنی آن را میتوان در گوشهوکنارش دید. رُم همچنین هستهی اولیهی امپراتوری روم بوده و کولوسئوم، محل برگزاری نبردهای متعدد گلادیاتورها، پس از نزدیک به دو هزار سال همچنان پابرجاست. شهر واتیکان در مرکز شهر رُم قرار دارد و کوچکترین کشور جهان محسوب میشود؛ کشوری مستقل که به دلیل جایگاه پاپ و مرکزیت کلیسای کاتولیک، در دل شهر رُم شکل گرفته است. واتیکان حتی پرچم و تمبر پستی مخصوص به خود را دارد و در بسیاری از مسائل از قوانین ایتالیا پیروی نمیکند. قبل از اینکه به جزئیات سفر بپردازم، چند مورد جالب دربارهی ایتالیا وجود دارد که این کشور را برای من از سایر کشورهای اروپایی که تا آن زمان دیده بودم متفاوت کرده بود. مردم ایتالیا، در تجربهی من، بهمراتب خونگرمتر از مردم سایر کشورهای اروپایی، بهخصوص کشورهای شمال اروپا بودند. ظاهر ایتالیاییها نیز برای من شباهت زیادی به ایرانیها و ترکها داشت و از نظر فرهنگی هم میشد شباهتهای زیادی میانمان پیدا کرد. از قدیم دربارهی رانندگی ایتالیاییها شنیده بودم، اما باور اینکه در سال ۲۰۱۹ و پس از متحد شدن کشورهای اروپایی هنوز چندان اهمیتی به قوانین رانندگی نمیدهند، برایم جالب بود. البته هنوز فرسنگها با ما ایرانیها فاصله دارند و بهمراتب بهتر رانندگی میکنند؛ حداقل به عابر پیاده احترام میگذارند و از بوق زدن زیاد استفاده نمیکنند. ایتالیاییها عاشق پاستا هستند و تقریباً به همان اندازه که ایرانیها برنج میخورند، آنها پاستا مصرف میکنند. در رستورانهای ایتالیایی، غذا معمولاً به چهار بخش پیشغذا، غذای اصلی، وعدهی دوم و دسر تقسیم میشود. پاستا و پیتزا معمولاً بهعنوان غذای اصلی و انواع گوشت، مرغ و استیک بهعنوان وعدهی دوم سرو میشوند. اگر قصد دارید یک غذا از وعدهی اصلی و یک غذا از وعدهی دوم سفارش دهید، حتماً بگویید که هر دو با هم سرو شوند، چون ممکن است با فاصله برایتان بیاورند. چراغ عابر پیاده در ایتالیا برخلاف تمام چراغهایی که تا آن زمان دیده بودم، چراغ زرد هم دارد. معمولاً چراغ عابر پیاده فقط سبز و قرمز است یا هنگام تغییر رنگ، برای چند ثانیه چشمک میزند. در شهرهای ایتالیا، جلوی بسیاری از داروخانهها دستگاههای فروش کاندوم به چشم میخورد. این دستگاهها حتی در بعضی از روستاها نیز دیده میشدند. تقریباً تمام توالتها، بهجز توالتهای عمومی، دارای «بیده» هستند که در حقیقت همان کار شلنگ را انجام میدهد. در خانهها و هتلها، بدون استثنا، این وسیلهی شستوشو دیده میشود. دو روز در نزدیکی واتیکان در یک مسافرخانه ماندیم و بعد به سمت سورنتو، یک شهر ساحلی بسیار زیبا در جنوب رُم، حرکت کردیم. هدف از رفتن به این شهر، دیدن شهر قدیمی پومپی و گشتوگذار در سورنتو بود. برای این سفر و برنامهای که داشتیم، از قبل با یک شرکت اجارهی خودرو مکاتبه کرده بودیم و قرار بود صبح روز سوم، در ایستگاه قطار مرکزی رُم ماشین را تحویل بگیریم. پس از خروج از مسافرخانه به ایستگاه قطار رفتیم. مسئول اجارهی خودرو مدارک را بررسی کرد و متوجه شد که گواهینامهی بینالمللی من منقضی شده است. استفاده از گواهینامهی کامیار هم امکانپذیر نبود، چون کارت اعتباری به نام من بود و رانندهی اصلی و صاحب کارت اعتباری باید یک نفر میبودند. مشکل اینجا بود که تمام هتلها را رزرو کرده بودیم و برنامهی دهروزهی سفر بدون ماشین امکانپذیر نبود؛ چراکه هتلها اغلب خارج از شهر و دور از وسایل حملونقل عمومی قرار داشتند. در ایستگاه قطار چند شرکت اجارهی خودرو دیگر نیز بودند. شروع کردیم به سؤال کردن از آنها تا بالاخره یکی از این شرکتها، که چندان هم معروف نبود، با ۲۰ درصد هزینهی بیشتر راضی شد خودرو را به کامیار تحویل دهد و کارت اعتباری من را بپذیرد. چنان استرسی به ما وارد شده بود که تا یک ساعت هیچ حرفی نزدیم. ماشین را تحویل گرفتیم و به سمت پومپی حرکت کردیم. پومپی شهری بسیار قدیمی با ساختاری ویلایی و معماری باستانی است که پیش از میلاد مسیح ساخته شده است. در کنار این شهر، کوه آتشفشانی وزوو قرار دارد. این شهر سالها پیش بر اثر فوران آتشفشانی زیر خاکستر و مواد آتشفشانی مدفون شد. بسیاری از مردم در حال فرار از گدازهها جان خود را از دست دادند و بقایای بدن آنها در اثر فرایندهای باستانشناسی به شکل قالبهایی باقی مانده است که امروزه در معرض دید بازدیدکنندگان قرار دارند. در سال ۱۷۴۸، این شهر پس از سالها مدفون بودن زیر تودهای ضخیم از خاکستر کشف شد و پس از سالها تلاش، بخشهایی از آن دوباره در معرض دید قرار گرفت. پس از چند ساعت گشتوگذار در پومپی، به سمت سورنتو راهی شدیم. از همان ابتدای ورودمان به سورنتو، مبهوت زیبایی شهر و دریای مدیترانه شدیم که در زیر صخرههای مرتفع شهر در حال جوشوخروش بود. یک شب در سورنتو ماندیم و صبح به سمت توسکانی حرکت کردیم. توسکانی نام ناحیهای وسیع در مرکز ایتالیاست و مرکز این ناحیه شهر فلورانس است؛ چیزی شبیه استان و مرکز استان. این ناحیه از لحاظ طبیعت و پوشش گیاهی منحصربهفرد است و درختان سرو جلوهی خاصی به آن بخشیدهاند. مزارع انگور در سراسر این منطقه به چشم میخورند و تعداد کارخانههای کوچک و بزرگ شرابسازی در این منطقه از تعداد سوپرمارکتها بیشتر است. بسیاری از گردشگران هر سال برای دیدن طبیعت بکر، تست شراب و بازدید از شهرهای تاریخی و آثار معماری، نقاشی و مجسمهسازی به این ناحیه سفر میکنند. اقامت ما در توسکانی، در یک خانهی روستایی در نزدیکی شهر پینزا بود که به شهر پنیر نیز معروف است. منظرهی چشمنواز مزارع سبز و درختان سرو اطراف این منطقه هوش از سر هر کسی میبرد. در دو شب اقامتمان در این ناحیه، به عکاسی و بازدید از شهر قدیمی پینزا پرداختیم. بهتر است توضیح اضافه ندهم و روایت این زیباییها را به تصاویر بسپارم. پس از پینزا به سمت شهر سن گیمینیانو حرکت کردیم. این شهر در فاصلهی یکساعته از فلورانس قرار دارد و یکی از قدیمیترین شهرهای توسکانی محسوب میشود. اطراف این شهر مملو از مزارع انگور است و چون شهر در ارتفاع قرار گرفته، منظرهی مزارع انگور از بالای شهر بسیار جذاب است. این شهر به شراب سفید و پنیرش معروف است. فردای آن روز به سمت فلورانس حرکت کردیم. وقتی از طریق برنامهی Waze مسیرمان را به شهر پیدا میکردیم، متوجه پیغامی مبنی بر وجود محدودیت ترافیکی شدیم. این محدوده که با عنوان ZTL شناخته میشود، اجازهی ورود خودروهای بدون مجوز را به بخش تاریخی فلورانس نمیدهد. با اینکه قبل از انتخاب هتل مطمئن شده بودم که پارکینگ دارد، چون اطلاعی از این محدودیت نداشتم، این اشتباه رخ داده بود. جالب اینجاست که این اطلاعات را Google Maps ارائه نمیدهد. قبل از رسیدن به هتل با آنها تماس گرفتیم و مسئول هتل توضیح داد که ماشین را باید در پارکینگی بیرون از محدودهی طرح بگذاریم؛ اتفاقی که هزینهی زیادی نیز برایمان داشت. فلورانس شهری تاریخی است که به موزهها و معماری کلیساهایش معروف است. مجسمهی داوود اثر میکلآنژ و بسیاری از آثار هنری مشهور در موزهی اوفیتزی این شهر قرار گرفتهاند. کلیسای دومو بسیار عظیم و دیدنی است و حتی قبل از ورود به شهر، در میان خانهها رخ مینماید. پلهایی که روی رودخانهی آرنو بنا شدهاند نیز چهرهی شهر فلورانس را بسیار جذاب کردهاند. از شهر فلورانس به سمت مکانی حرکت کردیم به نام سنمارینو. قبل از اینکه به آنجا برسیم، دربارهی این منطقه مطالعهی خاصی نکرده بودم. فقط عکسهای مختصری دیده بودم و میدانستم قلعهای معروف در ارتفاعات دارد. وقتی به آنجا رسیدیم، از فرط زیبایی بهتزده شده بودم. احساس میکردم روی بام جهان ایستادهام. تمام مناطق زیر پایم سبز بود، کوهها بسیار کوچک به نظر میرسیدند و خانههای روستایی مانند نقطههای نارنجیرنگ در این سبزی بیپایان دیده میشدند. هتلی که کامیار رزرو کرده بود، در خود قلعه قرار داشت و مانند بسیاری از خانههای داخل قلعه، به سبک قدیمی ساخته شده بود. در میان راه تا رسیدن به هتل، متوجه پرچمهای آبیرنگ متفاوتی شدم که در تمام شهر به چشم میخوردند. کمی جستوجو کردم و متوجه شدم دیگر در ایتالیا نیستیم، بلکه سنمارینو یک کشور مستقل است و در حقیقت «جمهوری سنمارینو» نام دارد. پلاکهای ماشینها، لباس پلیسها و حتی قوانین متفاوت بودند. این کشور دومین کشور کوچک دنیا بعد از واتیکان است و یکی از قدیمیترین جمهوریهای جهان نیز محسوب میشود. عکسهایی که در این منطقه گرفتهام را در این سفرنامه گذاشتهام تا شاهد زیباییهایش باشید. این سفر با بازگشت به شهر میلان و اقامت یکشبهی من در فرودگاه مالپنسا خاتمه یافت. ایتالیا؛ از رُم تا توسکانی
مردم
رانندگی
رستورانها
چراغ راهنمای عابر پیاده
خودپرداز کاندوم
توالتها
از رُم تا پومپی
پومپی
توسکانی
سن گیمینیانو
فلورانس
سنمارینو
پایان سفر